نظر علي الطالقاني

246

كاشف الأسرار ( فارسى )

بيانش اين است كه ظاهر و محسوس است كه هر موجودى و هر چيزى ميل به همجنس خود نمايد ، و الجنس مع الجنس يميل ضرب المثل شده ، گذشته از انسان در حيوان و عناصر هم سرايت نموده كه هر يك ميل به همجنس و مركز نمايند و از غير و اضداد بالفطره گريزان باشند و سرّ اين محبت فطرى و عداوت جبلّى آن است كه چون غرض از ايجاد هر چيز تكميل اوست و هر چيز به ابناء جنس خود كامل شود و از اغيار و اضداد ناقص و هلاك شود ، لهذا اين الفت و نفرت فطرى شد . پس ظاهر شد كه بنى آدم فى حد ذاته به هم ميل و الفت دارند و بالعرض با هم عداوت كنند و اين امر عرضى نباشد مگر دنيا و محبت دنيا . بيانش اين است كه عداوت در ظاهر از سه چيز خيزد : يكى از ارث گذشتگان كه چون مردم با هم عداوت داشته باشند عداوت ايشان سبب عداوت اولاد و احفاد و طبقات بعد شود . دوم از جهت دنيا و اين از كثرت وضوح احتياج به بيان ندارد . سوّم از جهت دين و اين نيز راجع به دنيا شود زيرا كه قادر بىچون هر پيغمبر را آن قدر با معجزات و خوارق عادات فرستاده كه هر كه به انصاف نظر كند او را شك نماند و الّا حجت تمام نباشد . پس هر كه كافر شد به جهت استنكاف و استكبار و حبّ رياست و ساير امور دنيا بود . پس سر منشأ و مرجع همهء عداوتها و مخالفتها و فسادها محبت دنياى دنى شد . اين است كه اين پير زال مكار هميشه مبغوض خدا و اولياست . نعوذ باللّه منها . مطلب پنجم در بيان تلازم تولّا و تبرّا . بدان كه دوستان و دشمنان به فرمودهء امير مؤمنان ( ع ) و به شهادت حسّ و عيان هر يك سه طايفه شوند و چهارم ندارند : اما دوستان ، اوّل خود دوستان ، دوّم دوستان دوستان ، سوم دشمنان دشمنان . و اما دشمنان ، اوّل خود دشمن ، دوّم دوست دشمن ، سوّم دشمن دوست . 466 و ايضا بدان كه حالت هر ذى حياتى را با چيزى مقايسه نمائى يكى از پنج قسم خواهد بود بىكم و زياد چون احكام شرعيه : اول آنكه نه دوست بود نه دشمن و اين به منزلهء مباح و حدّ وسط است ، دوّم آنكه مقام آشنائى و شناسائى است و اين به منزلهء ندب است ، سوّم مقام دوستى و اين به منزلهء واجب است و هر دو مراتب بسيار دارند ، چهارم